رستارستا، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره

دختر پاییزی ما

بابای مهربون

رستا جان،الان که دارم برات اینارو می نویسم خیلی دلت انار می خواد ولی انار توی خونه نداریم  ، قربونت برم چند وقت پیش اومدی توی خوابم با اون صورت خوشگلت باهام حرف زدی گفتی مامانی انار و لیمو شیرین بخور، می دونم اگه بابای مهربونت خونه بود زودی میرفت برات انار می خرید مثل اون باری که دلت کیک شکلاتی خونگی می خواست ولی تو خونه شکر نداشتیم، ولی چون شما خیییلللللییی دلت می خواست بابایی با اینکه خسته بود سفارش شمارو انجام داد....حالا دستای کوچولوتو بگیر بالا و از خدا بخواه همه ی باباهای مهربون رو از جمله بابایی خودت، باباغلامرضا و بابا بهرام که هر کاری می کنن تا بچه هاشون کمبودی نداشته باشن صحیح و سالم نگه داره، ...آمین. ...
2 آذر 1392

پاییز ....

عزیزم خیلی خوشحالم که پاییز امسال تو در کنارمون هستی، آخه میدونی من عاشق فصل پاییزم ، دیروز من و شما و بابایی رفتیم پل خواجو، هوای خیلی قشنگ و پاییزی بود اونجا دیدم آدمایی که مثل من عاشق فصل پاییزن کم نیستن، خیلی ها زده بودن زیر آواز، از توی پل صدای چهچه می اومد، هر کس یه چیزی می خوند ...انگار همه عاشق شده بودن...همه چیز خیلی رویایی بود، ما توی حس بودیم و مشغول گرفتن عکاسای پاییزی که یهو یه صدای ناهنجاری توجهمون رو جلب کرد، یه آقای ژاپنی بود که جو گیر شده بود و زده بود زیر آواز، البته آواز که چه عرض کنمممممم ، طلفک فکر میکرد اینا دارن داد و فریاد می کنن که صداشون تو پل پخش شه.... ...
2 آذر 1392

گیس گلابتون 13/6/1392

با اینکه فقط سلامتیت برامون مهم بود ولی ته دلمون می خواستیم ببینیم گیس گلابتونی یا کاکل زری، آخرش معلوم شد خدا یه فرشته کوچولو با یه عالمه برکت و خوشبختی به ماداده... خدا میدونه مامانی اون لحظه تو آسمونا بود      ...
2 آذر 1392

همه بر سر زبانند تو در میان جانی ..............

همه بر سر زبانند تو در میان جانی چه مکانی بهتر از جان که تو در میان آنی دخمل عزیزم ، هر روز به امید دیدنت توی لباسای خوشگلت بهشون نگاه می کنم . شما الان 32 هفته ای هستی، کم کم داری بزرگ میشی و همه ی وجود مامانی رو تصاحب می کنی ولی اینقدر خانومی که اصلا مامانو اذیت نمی کنی، مامانم این روزا تموم وقتاشو گذاشته برای خرید وسایل و تزیین اتاقت .. ...
12 آبان 1392

اولین عروسک

عزیزم این عکس اولین عروسکتت که بابا غلامرضا جون برات خریده، دسش درد نکنه خیلی قشنگهههه. بابا بهرام هم کلی برای سیسمونیت زحمت کشیده که به موقعش عکساشو میذارم ، امیدوارم نوه خیلی خیلی خوبی براشون بشی دخترم. ...
28 مهر 1392

عشق آسمونی

از اولین باری که عاشق شدم  7-8 سالی می گذره، الانم با هم منتظر یه عشق آسمونی هستیم که زودتر زمینی بشه، عشق آسمونی ما چقدر خوشحالیم که تو هستی.. سهم ما از دنیا دختر کوچکی است به بزرگی تمام عشق های بزرگ دنیا
21 مهر 1392

حال این روزهای من

این روزا هر کاری که می کنم فقط به خاطر توئه عزیزم غذا خوردنم، خوابیدنم، راه رفتنم، کتاب خوندنم، فیلم دیدنم حتی نفس کشیدنمممم.... تازه اگه کاری کنم که برای تو نباشه یا حس کنم که تو خوشت نمیاد عذاب وجدان می گیرم... واسه همینه که اومدم ازت معذرت بخوام و بگم: ببخش دخترکم اگه این روزا به خاطر دل خودم دلتنگ میشم و گاهی گریه می کنم. ببخش دخترکم اگه این روزا کارای سخت سخت می کنم، میدونی که مجبورم به خاطر اینکه وقتی میای تو بغلم همه وقتمو با تو بگذرونم ببخش دخترکم اگه هر حرفی رو به دل می گیرم و ذهنم درگیرش میشه غافل از اینکه کنار تو بهشت تنها حقیقت دنیاست.       ...
15 مهر 1392